Saturday, June 10, 2017
Friday, June 9, 2017
🔴برون شو اى غم از سينه
🔴برون شو اى غم از سينه
🎹🎤حبيب غراب
💥شعر از مولانا
🌹🌹 عاشقانه اى در استقبال از لطف يار
🎹🎤حبيب غراب
💥شعر از مولانا
🌹🌹 عاشقانه اى در استقبال از لطف يار
Saturday, April 29, 2017
✌️ #اين_منم_شير_سرخ_اين_بيشه✌️
👊بركنم ريشه ات ستم پيشه
😡اي شما جانيان بى ريشه
✊️از شما سگان زبون هراسي نست
✌️ #اين_منم_شير_سرخ_اين_بيشه✌️
#راي_من_سرنگونى!
😡اي شما جانيان بى ريشه
✊️از شما سگان زبون هراسي نست
✌️ #اين_منم_شير_سرخ_اين_بيشه✌️
#راي_من_سرنگونى!
Thursday, April 27, 2017
کمپین زنده دراینستاگرام @iran_azadi_e
انتخابات یا انتصابات؟
آزادی زندانیان سیاسی
پنجشنبه۷اردیبهشت ۹۶
ساعت ۲۲۰۰ به وقت ایران-۱۹۳۰اروپا
#ایران
انتخابات یا انتصابات؟
آزادی زندانیان سیاسی
پنجشنبه۷اردیبهشت ۹۶
ساعت ۲۲۰۰ به وقت ایران-۱۹۳۰اروپا
#ایران
Friday, April 21, 2017
https://www.youtube.com/watch?v=Z8AA8g-9V9U
متن ترانه « مانيفست»
غروب و اشک و آه و هميشه رشک راه و ببين تويى و کفشهاى پاره
شبانه دارکوب درد در سرت در اين هواى سرد ضربه ميزند دوباره
هميشه رنگ محيط باش
اسير سردر گميت باش
تمام حرفها نشستن است و بستن دهان وگرنه مشت توى آرواره
بسه اين جبر کور و ظلم و زور و
بسه اين بار غم بر پشت خم
ديگه بسه
مدافع حقوق حيوان که حق آدمى گران تمام ميشود ما را
و کودکان ِ نان نخورده ديده اند روز توزيع گوشت بين گربه ها را
بياويز از قوم جانى
به ديوار مهربانى
که راضى شوى کمى و زندگيت بگذرد به سازش وسکوت و مدارا
بسه اين خود فريبى بزن نهيبى
بسه در خود شکستن پس نشستن
بسه
و هم تفکرى که ميگه تنها «عشق وحال» کن و عشقو چال کن، برقص در لجنزار!
با آزادى ِ مجازي روي اينستا واقعيش که نيستا، فضاى بيمار
به من چه ريحانو کشتن
شبونه ستارو بردن
اگه ميگى سياسى نيستى چرا دوزيستى کنار صندوق ميشوى پديدار
بسه اين توالى.... بي خيالى
بسه اين خواب و مستى٬ خود پرستى
بسه
ز سردرگمى پناه به گذشته بعد لابلاى تاريخ بازى بازى
پز نژاد برتر و فحش به عرب، در حسرت سلاطين ماضى
به سمت عقب عقب گرد
جلو نرو نرو تو برگرد
دموکراسى وفاشيزم وآتئيزم و نوستالژى رو بريز تو ميكسر با جوءسازى
بسه ديگه دور باطل و هي تلو تلو
بسه حرف بى عمل صب تا شب جدل
ديگه بسه
بگو مسير ما به سمت فرداست
و نفى هر بتى که بود و برجاست
که راى من به سرنگونى ِ ستم سياهپوش ِ ماردوش ِ بى خداست
بسه بسه
غروب و اشک و آه و هميشه رشک راه و ببين تويى و کفشهاى پاره
شبانه دارکوب درد در سرت در اين هواى سرد ضربه ميزند دوباره
هميشه رنگ محيط باش
اسير سردر گميت باش
تمام حرفها نشستن است و بستن دهان وگرنه مشت توى آرواره
بسه اين جبر کور و ظلم و زور و
بسه اين بار غم بر پشت خم
ديگه بسه
مدافع حقوق حيوان که حق آدمى گران تمام ميشود ما را
و کودکان ِ نان نخورده ديده اند روز توزيع گوشت بين گربه ها را
بياويز از قوم جانى
به ديوار مهربانى
که راضى شوى کمى و زندگيت بگذرد به سازش وسکوت و مدارا
بسه اين خود فريبى بزن نهيبى
بسه در خود شکستن پس نشستن
بسه
و هم تفکرى که ميگه تنها «عشق وحال» کن و عشقو چال کن، برقص در لجنزار!
با آزادى ِ مجازي روي اينستا واقعيش که نيستا، فضاى بيمار
به من چه ريحانو کشتن
شبونه ستارو بردن
اگه ميگى سياسى نيستى چرا دوزيستى کنار صندوق ميشوى پديدار
بسه اين توالى.... بي خيالى
بسه اين خواب و مستى٬ خود پرستى
بسه
ز سردرگمى پناه به گذشته بعد لابلاى تاريخ بازى بازى
پز نژاد برتر و فحش به عرب، در حسرت سلاطين ماضى
به سمت عقب عقب گرد
جلو نرو نرو تو برگرد
دموکراسى وفاشيزم وآتئيزم و نوستالژى رو بريز تو ميكسر با جوءسازى
بسه ديگه دور باطل و هي تلو تلو
بسه حرف بى عمل صب تا شب جدل
ديگه بسه
بگو مسير ما به سمت فرداست
و نفى هر بتى که بود و برجاست
که راى من به سرنگونى ِ ستم سياهپوش ِ ماردوش ِ بى خداست
بسه بسه
Subscribe to:
Posts (Atom)



